فیلمنامه ملاقات خصوصی هم دزدی است؟

محسن جسور، کارگردان و فیلمنامه‌نویس با ارائه یادداشتی به سینماتیتر عنوان کرد که فیلمنامه «ملاقات خصوصی» که هم‌اکنون در چهلمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد با آگاهی و برداشت از طرح و ایدهٔ فیلمنامه‌ای از او به نام «آبستن» نوشته و ساخته شده است.

جسور در یادداشتی که در اختیار خبرنگار ما قرار داده، نوشته است:

«به نام خدای مهربان و عادل»

نگارش این طرح و فیلمنامه به سالها قبل باز می‌گردد که در سال ۹۰ طرح اولیه و بعد از تحقیقات و پژوهش در سال ۹۷ طرح نهایی و داستان تکمیل شده به ثبت رساندم و با چند کارگردان تا ساخت این فیلمنامه نیز پیش رفتیم؛ اما از آنجا که تعلق خاطر من به این فیلمنامه و قصه، سالها با من بوده است و جدایی از این قصه برایم سخت بود؛ همهٔ پیشنهادات مالی برای فروش و واگذاری قصه و طرح را رد کردم تا آنجایی که از طریق دوستان نزدیکم، طرح را برای ساخت در دفتر آقای کامران مجیدی در حضور علی سراهنگ، احسان وحید و حسین فرضی‌زاد مطرح و ارائه کردم و دوباره داستان تکراری خرید فیلمنامه و طرح و ساخت توسط کارگردانی دیگر و من باز هم زیربار نرفته و حاضر به فروش و واگذاری طرح و فیلمنامه نشدم.

استقبال تا آنجایی پیش رفت که با واسطه و تماس اصرار داشتند تا طرح را از من خریداری کنند، اما من برای ساخت تصمیم گرفتم به سراغ دفتر و تهیه کننده‌ای دیگر بروم، چون قصد داشتم به عنوان فیلم اولم این طرح را بسازم.

از آنجایی که این دوستان بسیار مشتاق طرح فیلمنامه بودند؛ متوجه شدم شش ماه بعد با نگارش مشترک علی سراهنگ و امید شمس فیلمنامه‌ای به نام «ملاقات شرعی» را به سرعت نگارش و ثبت کرده‌اند که علی سرآهنگ طرح و متن اولیه را ارائه داده و با امید شمس مشترکاً نگارش کرده بودند. با علی سرآهنگ تماس گرفتم و توضیح خواستم. او اطمینان داد طرح نگارش شده شباهتی به طرح من ندارد و او ایده و طرح دیگری را با امید شمس مطرح کرده است که متفاوت از طرح من است.

سوالم اینجاست که چرا تا پیش از خوانش طرح فیلمنامه من و ارائه من، این ایده به ذهن شما خطور نکرده است؟ سال ۹۸ من مشغول ساخت فیلم دیگری شدم به نام «شکار حلزون» و دوست دیگری چند ماه بعد از ساخت فیلم اولم، در جریان جلساتی که در قوه قضاییه برای فیلمنامه داشت، با من تماس گرفت و گفت فکر کنم طرح تو توسط علی سرآهنگ و امید شمس در حال نگارش است. از آنجایی که به دوستی و گفته علی سراهنگ اطمینان داشتم؛ به او گفتم با علی صحبت کرده‌ام و عنوان کرده از اساس طرح و قصه من چیز دیگری است.
‌‌
حالا در سال ۱۴۰۰ فیلم را می‌بینم. همان ایده، پیرنگ، عشق و موضوع با کمی داستان‌های فرعی که به دور ایده و پیرنگ اصلی تنیده شده است تا بتوان، دیگران را فریب داد که این داستان و طرح دیگری است؛ درحالی که من ماه‌هاست قرارداد فیلمنامه و کارگردانی «آبستن» را با تهیه‌کننده‌ای بسته ام و همزمان با نگارش فیلمنامهٔ نهایی و پیش تولید اولیه، در فاصله‌ای که به دلیل کرونا پیش تولید به تعویق افتاد، شاهد ساخت و اکران فیلم هستم.

من کارگردان کار را نمی‌شناسم، اما علی سراهنگ که خود را صاحب ایده می‌داند و نویسنده است را خوب می‌شناسم که چطور به ایده و موضوع و پیرنگ من دستیافته و برای نگارش از امید شمس دعوت کرده است، در حالی که فیلمنامه را با برداشت از ایده و موضوع و پیرنگی که برای آنها نیست ساخته‌اند.

رویهٔ سرقت ایده و طرح تا آنجا بحرانی شده است که یک نویسندهٔ حرفه‌ای حتی دیگر جرات ندارد طرح یا فیلمنامهٔ ثبت شدهٔ خود در ارگان رسمی کشور را به تهیه‌کننده و یا دفتری ارائه بدهد. چون به آسانی با اضافه و کم کردن چند داستان فرعی و پیچ و تاب دادن به پیرنگ اصلی، همان موضوع و داستان را مدعی میشوند که طرحی جدید است و ایده را کشف کرده‌اند.

من به عنوان عضو انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان ایران از خانه سینما و مراجع ذی‌صلاح عاجزانه خواهش دارم مانع این روند و جریان مبتذل و کثیف شوند؛ چرا که وجود هنرمندنماها و فرهیخته پندارها که تنها به مطرح شدن نام و منافع مالی می‌اندیشند، جرات نگارش و ارائه طرح و فیلمنامه به هر تهیه‌کننده، کارگردان و یا دفتری از نویسندگان سلب کرده است. با این منوال دیگر هیچ تضمینی نیست کسی ایده و طرح اصلی فیلمنامه تو را برداشته و با تغییراتی آن را به عنوان طرح و ایده‌ای جدید مطرح کرده و خود را صاحب اثر بداند.

برای سینماگر بودن و فیلمساز شدن ای کاش ابتدا انسان باشیم. هنرمند بودن پیشکش. طبیعی است که این جفا و بروز رفتار غیرحرفه‌ای و ناجوانمردانه را حقاً از مجرای قانونی و با توسل به دستگاه قضایی، خانه سینما و سازمان سینمایی تا رسیدن به نتیجه‌ای عادلانه پیگیر خواهم بود.

منبع: سینماتیتر